در عین حال شب یه فرصتی هم هست برای نخوابیدن!
برچسب:
نویسنده: بهراد فلاح
تی وی مز میبینم و میخندم
بعد به حقیقت هستی فک میکنمدو قطره اشک میریزم
بعد دو رج از اون کلاهه رو میبافم
از سورنا میپرم رو گونه ی گلاب و یهو میره روی کینگز نوردای امینم
بعد یادم میوفته دلم درد میکنه و به فیزیک شریعتمداری فک میکنم
توی توالتم و دارم به خوردن اون علیکافی ها فک میکنم
شب خوبه؛صمیمیه.
برچسب:
نویسنده: بهراد فلاح
دلِ گوجه بدجور شکست...
(حواستون به حرفاتون باشه،مبادا دل بشکنید.)
برچسب:
نویسنده: بهراد فلاح